13
وصایای امیرالمومنین به امام حسن علیه السلام
عقیلی گوید: حسن بن علی بن ابی طالب علیهماالسلام فرمود: چون هنگام وفات پدرم رسید شروع به وصیت نمود، فرمود: اینها مطالبی است که علی بن ابی طالب برادر محمد رسول خدا و پسرعمو و وصی و همدم و همراه او بدان، وصیت و سفارش نموده است. و آغاز وصیتم این است که گواهی میدهم معبودی جز الله نیست، و محمد فرستاده خدا و برگزیده اوست، خداوند او را با علم خود اختیار کرد، و او را برای اختیار و انتخاب خود برگزید و (گواهی میدهم) که خداوند مردگان را از قبرها برانگیزاند، و از مردم در مورد اعمالشان بازخواست میکند، و او به آنچه در سینهها نهان است داناست.
ای حسن تو را – که وصی بودن تو به تنهایی کافی است – سفارش میکنم بدان چه رسول خدا به من سفارش فرمود: ۱- پسر جان، چون زمانش (تحقق وصیت) فرا رسد در خانه بنشین، و بر خطاهایت گریه کن،( گریه و استغفار و توبه امامان معصوم علیهمالسلام به منظور وجود گناه در آن بزرگواران نیست. بلکه فلسفه دیگری دارد که مجال ذکرش نیست.) و نباید که دنیا بزرگترین همّ و فکر تو باشد.۲- پسر جانم تو را به گزاردن نماز در وقت خود، و پرداخت زکات به اهلش در هنگام حلول وقتش، خاموشی در برابر امور تردیدآمیز و اشتباه برانگیز، و میانهروی در عمل، و رعایت عدالت در خشنودی و خشم، و خوشرفتاری با همسایگان، و مهماننوازی، و مهربانی به تهیدستان و رنجدیدگان بیبضاعت، و حفظ پیوند با فامیل، و دوستی و همنشینی با فقرا و مساکین، و فروتنی که از برترین عبادات است، و کوتاه داشتن آرزو، و یادآوری مرگ، زهد و بیرغبتی به دنیا، سفارش میکنم که همانا تو در گرو مرگ، و هدف بلا، و مغلوب مرض و بیماری هستی.
۳- تو را به ترس از خدا در نهان و آشکار سفارش میکنم،
۴- و از شتاب در گفتار و کردار نهی مینمایم،
۵- و چون کار آخرتی پیش آمد در انجام آن بشتاب،
۶- و چون کار دنیایی پیش آمد شتاب نورز و خوب فکر کن تا به رشد و خیر خودت در آن کار برسی.
۷- و از جاهایی که بودن تو در آن موجب متهم شدن توست و نیز از مجلسی که بدان گمان بد میرود بپرهیز که همنشین ناباب همنشین خود را دگرگون سازد.
۸- پسرجانم برای خدا کار کن،
۹- و از سخن ناروا دوری گزین،
۱۰- و به کارهای پسندیده امر کن،
۱۱- و از زشتیها نهی نما،
۱۲- و با برادران دینی در راه خدا برادری کن،
۱۳- و نکوکار را به خاطر نیکوکاریش دوست بدار،
۱۴- و با فاسق به جهت حفظ دین خود مدارا بنما، و او را در دل دشمن دار، و در اعمال خود از وی فاصله بگیر تا مثل او نباشی،
۱۵- از نشستن در سر کوی و برزن بپرهیز،
۱۶- و بحث و جدل را با کسی که عقل و دانشی ندارد رها ساز.
۱۷- پسرجانم در زندگانی و نیز در عبادت خود راه اعتدال و میانه روی را پیش گیر،
۱۸- و در عبادت به کاری که مداوم و مورد توان توست بپرداز،
۱۹- و پیوسته خاموش باش تا سالم بمانی، و کردار نیکی برای خودت پیش فرست تا غنیمت بری،
۲۰- و نیکی را یاد گیر تا آگاهی یابی،
۲۱- و در هر حال یاد خدا باش،
۲۲- با خردسالان خانوادهات مهربان باش،
۲۳- و بزرگسالانش را احترام بگذار،
۲۴- و طعامی را مخور تا این که پیش از خوردن چیزی از آن را صدقه دهی.
۲۵- پیوسته به روزهداری بپرداز که آن زکات بدن و سپر روزهدار (از آتش دوزخ) است،
۲۶- و با نفس خود جهاد کن،
۲۷- و از همنشین خود در حذر باش،
۲۸- و از دشمنت دوری گزین،
۲۹- و بر تو باد به مجالسی که در آنها یاد خدا میشود، و فراوان دعا کن.
۳۰- پسرجانم راستی که چیزی از خیرخواهی و نصیحت را از تو فرو گذار ننمودم، و اینک زمان جدایی من و تو فرا رسیده است. تو را به برادرت محمد (ابن حنفیه) سفارش به خیر میکنم که او برادر و فرزند پدر تو است، و از میزان دوستی من نسبت به او، با خبری.
۳۱- و اما برادرت حسین که او فرزند مادر توست (و نیازی به سفارش ندارد)، و بیش از این در این باره سفارش نمیکنم، خداوند کفیل من بر شماست، و از او میخواهم که شما را به صلاح آورد، و شر جفاکاران سرکش را از شما باز دارد، و صبر را پیشه سازید تا خداوند خودش زمام امر را به دست گیرد (حکومت را به دست اهلش بسپارد) و هیچ حرکت و نیرویی نیست جز به خدای برتر و بزرگ).(۱)
پینوشت:
۱- امالی شیخ مفید، ص ۲۴۷- ۲۴