قویترین


بعدا نوشت : حسن آقا نویسنده وبلاگ توت فرنگی زحمت کشیدن یه هدر خیلی قشنگ برام درست کردن. اینجا رو ببینید دستشون درد نکنه


قويترين آدم جهان اون نيست که دويست و پنجاه کيلو رو يه ضرب ميزنه؛



قويترين آدم جهان اون دختر ايرانيه،

که با وجود تجاوز فردی و گروهی

و اسيدپاشی و گشت ارشاد

و مزاحمت هاى خيابونی و زورگيری

و قتل و هزار خطر ديگه،

هنوزم تو اين مملکت درس ميخونه،

دانشگاه میره،

ورزش ميکنه،

رانندگى ميکنه،

کار ميکنه،

عاشق ميشه،

اعتماد ميکنه،

مادر ميشه

و به بچه ش ياد ميده آدم باشه



کپی شده از وبلاگ دکتر شیری

12

 

پيامبر اكرم (ص) خطاب به علي (ع) :

تو اساس و ركن ايماني و تو چراغ تاريكي هايي و تو جايگاه نور هدايتي و تو براي مردم دنيا پرچم برافراشته اي. هر كه تو را پيروي كرد نجات يافت و هر كه از تو سرپيچي كرد، هلاك شد.

بحارالانوار۳۸/۱۰۰ح۲۰

 

پ.ن : شهادت امام جواد (ع) رو تسلیت میگم.

30


لَا يَكُونُ الصَّدِيقُ صَدِيقاً حَتَّى يَحْفَظَ أَخَاهُ فِى ثَلَاثٍ فِى نَكْبَتِهِ وَ غَيْبَتِهِ وَ وَفَاتِهِ .


درود خدا بر او ، فرمود : دوست ، دوست نيست مگر آن كه حقوق برادرش را در سه جايگاه نگهبان باشد : در روزگار گرفتارى ، آن هنگام كه حضور ندارد ، و پس از مرگ.




لطفا بر روی ادامه مطلب کلیک رنجه بفرمایید 


ادامه نوشته

29

شَتَّانَ مَا بَيْنَ عَمَلَيْنِ عَمَلٍ تَذْهَبُ لَذَّتُهُ وَ تَبْقَى تَبِعَتُهُ وَ عَمَلٍ تَذْهَبُ مَئُونَتُهُ وَ يَبْقَى أَجْرُهُ .


درود خدا بر او ، فرمود : چقدر فاصلة بين دو عمل دور است : عملى كه لذتش مى رود و كيفر آن مى ماند ، و عملى كه رنج آن مى گذرد و پاداش آن ماندگار است!

28


 هَلَكَ فِيَّ رَجُلَانِ مُحِبٌّ غَالٍ وَ مُبْغِضٌ قَالٍ .


درود خدا بر او ، فرمود : دو تن به خاطر من به هلاكت رسيدند : دوست افراط كننده ، و دشمن دشنام دهنده.


27


يَا ابْنَ آدَمَ إِذا رَاءَيْتَ رَبَّكَ سُبْحانَهُ يُتابِعُ عَلَيْكَ نِعَمَهُ وَ اءَنْتَ تَعْصِيهِ فَاحْذَرْهُ.


اى پسر آدم ، اگر ديدى كه خداى سبحان ، نعمتش را پى درپى به تو ارزانى مى دارد و تو نافرمانيش مى كنى ، از كيفر او بترس .

26


إِذَا �ءَقْبَلَتِ الدُّنْيَا عَلَى قَوْمٍ اءَعَارَتْهُمْ مَحَاسِنَ غَيْرِهِمْ وَ إِذَا اءَدْبَرَتْ عَنْهُمْ سَلَبَتْهُ مَحَاسِنَ اَنْفُسِهِمْ.


وقتى كه دنيا به قومى روى آورد، خوبيهاى ديگران را به آنها عاريت دهد و چون پشت كند، خوبيهايشان را از ايشان بستاند.


حکمت 8

25

همانا من در ميان شما همچون چراغ در تاريكى هستم كه هر كس به حريم آن در آيد از نور آن روشنايى گيرد. 


امام علی (ع)


 غرر الحكم:3883

24


و قال عليه السلام:

الا و ان الشيطان قد جمع حزبه و استجلب خيله و رجله،و ان معى لبصيرتى،ما لبست على نفسى و لا لبس على.

نهج البلاغة،الخطب:10

حضرت امير المؤمنين عليه السلام فرمود:

آگاه باشيد كه اينك شيطان هواداران خود را گرد آورده،نيروهاى سواره و پياده اش را فرا خوانده است. در صورتى كه بينش من همواره همراه من بوده و هرگز حقايق را بر خود مشتبه نساخته‏ام و حقيقت نيز بر من مشتبه نشان داده نشده است-نه خود را فريب داده‏ام و نه فريب خورده‏ام-.

23


قال عليه السلام:

-لما عوتب على التسوية فى العطاء- اتامرونى ان اطلب النصر بالجور فيمن وليت عليه؟!و الله ما اطور به ما سمر سمير و ما ام نجم فى السماء نجما،لو كان المال لى لسويت‏بينهم فكيف و انما المال مال الله.

نهج البلاغة،الخطب:124.آنگاه كه حضرت امير عليه السلام بدليل رعايت مساوات در تقسيم بيت المال مورد عتاب قرار گرفت فرمود:

آيا به من امر مى‏كنيد و اصرار مى‏ورزيد تا پيروزى را به بهاى ستم بر كسانى كه مسؤوليت‏سرپرستى آنها بر دوشم نهاده شده است‏بدست آورم؟!

به خدا سوگند كه تا روزگار در گردش است و ستارگان آسمان در پى هم حركت مى‏كنند،چنين كار ناروايى نخواهم كرد.اگر اين مال ثروت شخصى من بود در تقسيم آن مساوات را رعايت مى‏كردم،چه رسد به اينكه مال،مال الله است.




پ.ن : به به برف و از این حرفاقلب

این برفا میشینن روی چمن بعد این ترکیب رنگ سبز و سفید آدمو یاد ماست خیار میندازه خوشمزه   یه بار گفتم یه بار دیگه هم میگم شکمو خودتی whistling


22


و عن على عليه السلام:انه كان اذا مر بالقبور قال:السلام عليكم يا اهل الدار فانا بكم لا حقون.ثلاث مرات.


هرگاه كه حضرت على عليه السلام بر گورستان گذر مى‏كرد سه بار مى‏گفت:

درود بر شماهايى كه در اين خانه ساكنيد.ما نيز بى‏گمان به شما خواهيم پيوست.

21

 

قال عليه السلام:

و الله لو اعطيت الاقاليم السبعة بما تحت افلاكها على ان اعصى الله فى نملة اسلبها جلب شعيرة ما فعلت،و ان دنياكم عندى لاهون من ورقة فى فم جرادة تقضمها، ما لعلى و نعيم يفنى و لذة لا تبقى!

نهج البلاغة،الخطب:222

حضرت على عليه السلام فرمود:

بخدا سوگند اگر اقليمهاى هفت‏گانه زمين را با هر چه در زير آسمان آنها است‏به من دهند تا خدا را در حد گرفتن پوست جوى از دهان مورى نافرمانى كنم،نخواهم كرد.چرا كه اين دنياى شما در نزد من از برگ نيم جويده‏اى در دهان ملخى ناچيزتر است.على را با نعمتهاى فناپذير و لذت‏هاى گذرا و ناپايدار چه كار!

 


 

پ.ن ۱ : امروز منو از دعاتون بی نصیب نذارید

پ.ن ۲ : شرمنده اگه نمیرسم به کامنتاتون جواب بدم. انشاالله سه شنبه

 

20


وَ قَالَ علی [عليه السلام] مَنْ نَصَبَ نَفْسَهُ لِلنَّاسِ إِمَاماً فَلْيَبْدَأْ بِتَعْلِيمِ نَفْسِهِ قَبْلَ تَعْلِيمِ غَيْرِهِ وَ لْيَكُنْ تَأْدِيبُهُ بِسِيرَتِهِ قَبْلَ تَأْدِيبِهِ بِلِسَانِهِ وَ مُعَلِّمُ نَفْسِهِ وَ مُؤَدِّبُهَا أَحَقُّ بِالْإِجْلَالِ مِنْ مُعَلِّمِ النَّاسِ وَ مُؤَدِّبِهِمْ .

كسى كه خود را رهبر مردم قرار داد ،بايد پيش از آن كه به تعليم ديگران پردازد ، خود را بسازد ، و پيش از آن كه به گفتار تربيت كند ، با كردار تعليم دهد ، زيرا آن كس كه خود را تعليم دهد و ادب كند سزاوار تر به تعظيم است از آن كه ديگرى را تعليم دهد و ادب بياموزد.

19


وَ قَالَ علی [عليه السلام] خُذِ الْحِكْمَةَ أَنَّى كَانَتْ فَإِنَّ الْحِكْمَةَ تَكُونُ فِى صَدْرِ الْمُنَافِقِ فَتَلَجْلَجُ فِى صَدْرِهِ حَتَّى تَخْرُجَ فَتَسْكُنَ إِلَى صَوَاحِبِهَا فِى صَدْرِ الْمُؤْمِنِ .

حكمت را هر كجا كه باشد ، فراگير ، گاهى حكمت در سينه منافق است بى تابى كند تا بيرون آمده و با همدمانش در سينة مؤمن آرام گيرد.

18



وَ قَالَ علی [عليه السلام] إِذَا حُيِّيتَ بِتَحِيَّةٍ فَحَيِّ بِأَحْسَنَ مِنْهَا وَ إِذَا أُسْدِيَتْ إِلَيْكَ يَدٌ فَكَافِئْهَا بِمَا يُرْبِى عَلَيْهَا وَ الْفَضْلُ مَعَ ذَلِكَ لِلْبَادِئِ .

 چون تو را ستودند ، بهتر از آنان ستايش كن ، و چون به تو احسان كردند ، بيشتر از آن ببخش ، به هر حال پاداشِ بيشتر از آنِ آغاز كننده است .

17


علی(ع) از زبان علی(ع)


همانا من روزى خود را بتمامى مى‏ستانم و با نفس خود مى‏جنگم و به قسمت و بهره خود مى‏رسم. (1)

همانا من براى بر پايى حجتهاى خدا سخن مى‏گويم و براى يارى دين خدا جهاد و پيكار مى‏كنم. (2)

اى مردم!همانا من در ميان شما همچون هارونم در ميان فرعونيان و همچون دروازه حطه‏ام در ميان بنى اسرائيل و چونان كشتى نوح عليه السلام در ميان قوم نوح،منم عظيم‏ترين‏«نبا»و بزرگترين صديق.بزودى آنچه را وعده داده شده‏ايد خواهيد دانست. (3)


1.غرر الحكم:3774

2و3. غرر الحكم:3775،3777




فضولی نوشت : کی دانشجوی دانشگاه تهران شماله ؟ دستش بالا :دی


16


و قال عليه السلام:

...لم يكن لأحد فى مهمز و لا لقائل فى مغمز،الذليل عندى عزيز حتى اخذ الحق له،و القوى عندى ضعيف حتى اخذ الحق منه.رضينا عن الله قضاءه و سلمنا لله امره.

نهج البلاغة،الخطب: 37

حضرت على عليه السلام فرمود:

در تمامى زندگى من،نقطه سياهى نيست تاعيب‏جويان و اشاره كنندگان با چشم و ابرو و اشاره كنند و سخنى گويند.خوارترين افراد نزد من عزيز است تا حق او را بستانم و نيرومند نزد من ناتوان است تا حق ديگران را از او بازگيرم.ما با تمام وجود به قضاى الهى خشنود و در برابر فرمانش تسليم هستيم.

15


ال على عليه السلام:

ايها الناس!انى و الله ما احثكم على طاعة الا و اسبقكم اليها و لا انهاكم عن معصية الا و اتناهى قبلكم عنها.

نهج البلاغة،الخطب:173

حضرت امير المؤمنين عليه السلام فرمود:

اى مردم!بخدا سوگند من هرگز شما را به هيچ طاعتى فرا نمى‏خوانم مگر آنكه خود بر شما-در عمل به آن-پيشى مى‏جويم و از هيچ گناهى بازتان نمى‏دارم و نهى نمى‏كنم-مگر آنكه پيش از شما،خود را از عمل به آن باز مى‏دارم.


14

 

داوريهاى حضرت على (ع )در عصرخلافت ابوبكر

 عدم اجراى حدّ در مورد شرابخوار جاهل
از طريق روايات سنّى و شيعه نقل شده : مردى را كه شراب خورده بود، نزد ابوبكر آوردند، او تصميم گرفت تا حد شرابخوارى (هشتاد تازيانه ) را بر او جارى سازد. شرابخوار گفت : من به حرام بودن شراب تاكنون آگاه نبودم .
ابوبكر دست نگهداشت و نمى دانست كه چه كند؟ شخصى از حاضران اشاره كرد كه در اين باره از على (عليه السلام ) سؤ ال شود. ابوبكر شخصى را به حضور على (عليه السلام ) فرستاد كه جواب اين سؤ ال را بگيرد.
اميرمؤ منان على (عليه السلام ) فرمود:((دو مرد مورد اطمينان از مسلمين را دستور بده به ميان مجالس مهاجر و انصار برود و آن شرابخوار را نيز با خود ببرند و مسلمين را سوگند بدهند كه آيا شخصى آيه حرمت شرابخوار را و يا سخن پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) در مورد حرام بودن شراب را بر اين شخص خوانده اند و خبر داده اند يا نه ؟ اگر دو مرد از مسلمين گواهى دادند كه آيه تحريم شراب را براى او خوانده اند و يا سخن پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) در مورد تحريم شراب را به گوش او رسانده اند، حدّ را بر او جارى ساز وگرنه او را توبه بده و سپس آزادش كن )).
ابوبكر همين كار را انجام داد، هيچ كس از مهاجر و انصار گواهى نداد كه آيه قرآن و يا سخن پيامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) پيرامون حرمت شراب را براى او خوانده باشد، ابوبكر او را توبه داد و سپس آزادش نمود و به اين ترتيب قضاوت على (عليه السلام ) را پذيرفت .

 


پ.ن :

باران می بارد

به دعای کداممان، نمیدانم

من همین قدر میدانم باران صدای پای اجابت است

و

خدا با همه جبروتش دارد ناز میخرد؛ نیاز کن

بنظرم نماز شکر این بارونو نخونیم کم لطفی کردیم

13

 

وصایای امیرالمومنین به امام حسن علیه السلام

عقیلی گوید: حسن بن علی بن ابی طالب علیهماالسلام فرمود: چون هنگام وفات پدرم رسید شروع به وصیت نمود، فرمود: این‌ها مطالبی است که علی بن ابی طالب برادر محمد رسول خدا و پسرعمو و وصی و همدم و همراه او بدان، وصیت و سفارش نموده است. و آغاز وصیتم این است که گواهی می‌دهم معبودی جز الله نیست، و محمد فرستاده خدا و برگزیده اوست، خداوند او را با علم خود اختیار کرد، و او را برای اختیار و انتخاب خود برگزید و (گواهی می‌دهم) که خداوند مردگان را از قبرها برانگیزاند، و از مردم در مورد اعمالشان بازخواست می‌کند، و او به آنچه در سینه‌ها نهان است داناست.


ای حسن تو را – که وصی بودن تو به تنهایی کافی است – سفارش می‌کنم بدان چه رسول خدا به من سفارش فرمود: ۱- پسر جان، چون زمانش (تحقق وصیت) فرا رسد در خانه بنشین، و بر خطاهایت گریه کن،( گریه و استغفار و توبه امامان معصوم علیهم‌السلام به منظور وجود گناه در آن بزرگواران نیست. بلکه فلسفه دیگری دارد که مجال ذکرش نیست.) و نباید که دنیا بزرگ‌ترین همّ و فکر تو باشد.۲- پسر جانم تو را به گزاردن نماز در وقت خود، و پرداخت زکات به اهلش در هنگام حلول وقتش، خاموشی در برابر امور تردید‌آمیز و اشتباه برانگیز، و میانه‌روی در عمل، و رعایت عدالت در خشنودی و خشم، و خوش‌رفتاری با همسایگان، و مهمان‌نوازی، و مهربانی به تهی‌دستان و رنج‌دیدگان بی‌بضاعت، و حفظ پیوند با فامیل، و دوستی و هم‌نشینی با فقرا و مساکین، و فروتنی که از برترین عبادات است، و کوتاه داشتن آرزو، و یادآوری مرگ، زهد و بی‌رغبتی به دنیا، سفارش می‌کنم که همانا تو در گرو مرگ، و هدف بلا، و مغلوب مرض و بیماری هستی.
۳- تو را به ترس از خدا در نهان و آشکار سفارش می‌کنم،
۴- و از شتاب در گفتار و کردار نهی می‌نمایم،
۵- و چون کار آخرتی پیش آمد در انجام آن بشتاب،
۶- و چون کار دنیایی پیش آمد شتاب نورز و خوب فکر کن تا به رشد و خیر خودت در آن کار برسی.
۷- و از جاهایی که بودن تو در آن موجب متهم شدن توست و نیز از مجلسی که بدان گمان بد می‌رود بپرهیز که همنشین ناباب همنشین خود را دگرگون سازد.
۸- پسرجانم برای خدا کار کن،
۹- و از سخن ناروا دوری گزین،
۱۰- و به کارهای پسندیده امر کن،
۱۱- و از زشتی‌ها نهی نما،
۱۲- و با برادران دینی در راه خدا برادری کن،
۱۳- و نکوکار را به خاطر نیکوکاریش دوست بدار،
۱۴- و با فاسق به جهت حفظ دین خود مدارا بنما، و او را در دل دشمن دار، و در اعمال خود از وی فاصله بگیر تا مثل او نباشی،
۱۵- از نشستن در سر کوی و برزن بپرهیز،
۱۶- و بحث و جدل را با کسی که عقل و دانشی ندارد رها ساز.
۱۷- پسرجانم در زندگانی و نیز در عبادت خود راه اعتدال و میانه روی را پیش گیر،
۱۸- و در عبادت به کاری که مداوم و مورد توان توست بپرداز،
۱۹- و پیوسته خاموش باش تا سالم بمانی، و کردار نیکی برای خودت پیش فرست تا غنیمت بری،
۲۰- و نیکی را یاد گیر تا آگاهی‌ یابی،
۲۱- و در هر حال یاد خدا باش،
۲۲- با خردسالان خانواده‌ات مهربان باش،
۲۳- و بزرگسالانش را احترام بگذار،
۲۴- و طعامی را مخور تا این که پیش از خوردن چیزی از آن را صدقه دهی.
۲۵- پیوسته به روزه‌داری بپرداز که آن زکات بدن و سپر روزه‌دار (از آتش دوزخ) است،
۲۶- و با نفس خود جهاد کن،
۲۷- و از هم‌نشین خود در حذر باش،
۲۸- و از دشمنت دوری گزین،
۲۹- و بر تو باد به مجالسی که در آن‌ها یاد خدا می‌شود، و فراوان دعا کن.
۳۰- پسرجانم راستی که چیزی از خیرخواهی و نصیحت را از تو فرو گذار ننمودم، و اینک زمان جدایی من و تو فرا رسیده است. تو را به برادرت محمد (ابن حنفیه) سفارش به خیر می‌کنم که او برادر و فرزند پدر تو است، و از میزان دوستی من نسبت به او، با خبری.
۳۱- و اما برادرت حسین که او فرزند مادر توست (و نیازی به سفارش ندارد)، و بیش از این در این باره سفارش نمی‌کنم، خداوند کفیل من بر شماست، و از او می‌خواهم که شما را به صلاح آورد، و شر جفاکاران سرکش را از شما باز دارد، و صبر را پیشه سازید تا خداوند خودش زمام امر را به دست گیرد (حکومت را به دست اهلش بسپارد) و هیچ حرکت و نیرویی نیست جز به خدای برتر و بزرگ).‌(۱)

پی‌نوشت‌:
۱- امالی شیخ مفید، ص ۲۴۷- ۲۴